السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

285

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

در حالى كه خالى از آن باشد ، پس از دشمنانشان است ، هرچند كه به آن نام ، خود را بنامد . زيرا نام‌ها ، معانى را تغيير نمىدهد . و هر كس از من پيروى كند از من است . » « 1 » و پس از نقل سخنى درباره‌ى شيخين كه آن را به اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت داده‌اند ، گويد : « به سخن باب مدينة العلم بنگر و گواهى راستين او درباره‌ى آن دو ، پس بدين ترتيب خواهى شناخت چه كسى از آن در وارد شد و چه كسى بيرون رفت . » « 2 » 136 - روايت محمّد مبين سهالوى محمّد مبين‌بن‌محب‌ّاللَّه سهالوى گويد : « امّا قلم از بيان دانش و حكمت و حل مشكلات و فقاهت و هوش و بخشش او ، ناتوان است . ولى به گوشه‌اى از آن مىپردازيم . سخن رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم درباره‌ى او براى خواستاران حقيقت بسنده است كه فرموده است : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » بزّار از جابربن‌عبداللَّه و عقيلى و ابن‌عدى از ابن‌عمر ، طبرانى از هر دو نفر ، حاكم از على و ابن‌عمر آن را نقل كرده‌اند . و طبرانى در روايت ابن‌عبّاس مرفوعاً افزوده است : هر كس دانش را خواهد ، بايد از درش وارد شود . و اين حديث بنابر رأى حاكم صحيح است و ابن‌حجر گويد : حسن است . و حديث نزد ترمذى و ابونعيم از على با اين لفظ است : من خانه‌ى حكمتم و على در آن است . بار بگشا اى علىّ مرتضى * اى پس سوء القضا حسن القضا چون تو بابى آن مدينه‌ى علم را * چون شعاعى آفتاب حلم را باز باش اى باب رحمت تا ابد * بارگاه ما لَهُ كُفواً احد از همه طاعات اينت بهترست * سبق يا بى بر هر آن سابق كه هست « 3 »

--> ( 1 ) . « فَمَنْ تبعنى فإنّه منّى » . ( اشاره است به آيه 36 از سوره ابراهيم ) ( 2 ) . و عجيلى از دانشمندان و ادباى بزرگ قرن سيزدهم است . قنوجى در شرح حالش گويد : « شيخ ، علّامه‌ى مشهور ، دانشمند حجاز ، به حقيقت نه مجاز . . . » التّاج المكلّل / 509 . ( 3 ) . وسيلةالنجاة / 136